2-1-4-5 روش موسیقی و تصویر هدایت شده………………………………………………………………………..20
2-1-5 موسیقی درمانی تکاملی21
2-1-6 برتری نیمکرهای در درک موسیقی22
2-1-7 موسیقی درمانی و عصب شناختی23
2-1-8 کاربرد موسیقی درمانی25
بخش دوم: لکنت
2-2-1 ماهیت لکنت26
2-2-2 تعاریف لکنت29
2-2-3 انواع لکنت31
2-2-4 علل لکنت32
2-2- 5 نظریههای لکنت35
2-2-5-1 نظریه دکتر اسمایلی بلانتون35
2-2-5-2 نظریه دکتر بلومل36
2-2-5-3 نظریه دکتر بوم36
2-2-5-4 نظریه دکتر برینگ برینگلسون37
2-2-5-5 نظریه شیهان37
2-2-5-6 نظریه دکتر کاروت37
2-2-5-7 نظریه وندل جانسون38
2-2-5-8 نظریه دکتر نایب دونلاپ38
2-2-5-9 نظریه ون رایپر39
2-2-5-10نظریه دکتر جان ام فلچر39
2-2-5-11 نظریه دکتر میبل اف گیلفورد40
2-2-6 درمانهای لکنت……………………………………………………………………………………………………………………………40
2-2-6-1 تلقین…………………………………………………………………………………………………………………………43
2-2-6-2 هیپنوتیزم……………………………………………………………………………………………………………………………….43
2-2-6-3 خود القایی……………………………………………………………………………………………………………………………..43
2-2-6-4 روش جویدن تنفس……………………………………………………………………………………………………………….44
2-2-6-5 روش آرامسازی……………………………………………………………………………………………………45
2-2-6-6 خواب درمانی…………………………………………………………………………………………………………………………45
2-2-6-7 رفتار درمانی…………………………………………………………………………………………………………………………..45
2-2-6-8 درمانها تنبیهی و تشویقی…………………………………………………………………………………………………46
2-2-6-9 درمانهای عامیانه…………………………………………………………………………………………………46
2-2-6-10 درمان جراحی……………………………………………………………………………………………………..46
2-2-6-11 استفاده از شوک الکتریکی…………………………………………………………………………………..47
2-2-6-12 درمان تنبیهی مدرن…………………………………………………………………………………………….47
بخش سوم: اضطراب
2-3-1 تعریف اضطراب47

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-3-2علائم اضطراب50
2-3-2-1 علائم رفتاری50
2-3-2-2 علائم فیزیکی51
2-3-2-3 علائم معده-رودهای51
2-3-2-4علائم دستگاه ادراری51
2-3-2-5علائم تنشی51
2-3-3 طبقهبندی اختلالات اضطرابی51
2-3-3-1 اضطراب تعمیمیافته51
2-3-3-2اختلال وحشتزدگی52
2-3-3-3اختلالات هراس….53
2-3-3-4 هراس خاص53
2-3-3-5 اختلالات اجتماعی53
2-3-3-6 اختلال وسواس فکری-عملی54
2-3-3-7 اختلال فشار روانی پس آسیبی54
2-3-4 موسیقی درمانی و اضطراب…………………………………………………………………………………….56
2-3-5 موسیقی درمانی و لکنت………………………………………………………………………………………….58
2-3-6 اضطراب و لکنت………………………………………………………………………………………………………61
2-3-7 بررسی اجمالی پیشینه نظری و سوابق پژوهش………………………………………………………..62
فصل سوم: روششناسی
3-1 طرح تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………..74
3-2 جامعه پژوهشی………………………………………………………………………………………………………………..75
3-3 نمونه و شیوه نمونهگیری…………………………………………………………………………………………………75
3-3-1 ملاکهای ورود به پژوهش………………………………………………………………………………………….76
3-3-2 ملاکهای خروج از پژوهش………………………………………………………………………………………..77
3-3-3 ملاحظات اخلاقی………………………………………………………………………………………………………..77
3-4 ابزارهای سنجش و مداخلهگری……………………………………………………………………………………….77
3-4-1 مقیاس تجدید نظر شده شدت لکنت کودکان3 (SSI-3)……………………………………………..78
3-4-2 مقیاس تجدید نظر شده اضطراب آشکار کودکان (RSMAS)……………………………………….79
3-53-5 ابزارهای موسیقی درمانی…………………………………………………………………………………….81
3-6 روش اجرا………………………………………………………………………………………………………………………….81
3-7 روش تحلیل دادهها…………………………………………………………………………………………………………..82
3-8 برنامه درمان آوازی ـ ملودیک………………………………………………………………………………………….84
فصل چهارم: یافتههای پژوهش
پرسشهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………..96
4-1 پرسش اول………………………………………………………………………………………………………………………..96
4-1-1 وضعیت تمام افراد نمونه(لکنت) در یک نگاه…………………………………………………………….107
4-2 پرسش دوم…………………………………………………………………………………………………………………….108
4-2-1 وضعیت تمام افراد نمونه (اضطراب) در یک نگاه………………………………………………………113
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
5-1 گزارشهای پژوهش……………………………………………………………………………………………………….115
5-1-1 لکنت……………………………………………………………………………………………………………………………115
5-1-2 اضطراب……………………………………………………………………………………………………………………122
5-2 نتیجهگیری………………………………………………………………………………………………………………124
5-3 محدودیتهای پژوهش………………………………………………………………………………………….125
5-4 نظرات و پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………125
فهرست منابع……………………………………………………………………………………………………………………127
پیوست……………………………………………………………………………………………………………………………135

فصـل اول
کلیّـات پــژوهش
1-1 مقدمه
“لکنت نوعی اختلال گفتاری است که منجر به ناروانی و در نهایت نارسایی گفتاری در فرد میشود و زمانی که فرد دچار لکنت میشود وقفهای غیر ارادی به صورت تکرار صداها و هجاها یا گیر کردن کلمات، بروز میکند و در نهایت مشکلاتی را در برقراری ارتباط به علت سرعت نامناسب گفتار ایجاد میکند.” (فرهمند پور،1389: 184)
“توجه به لکنت و شناخت عوامل مرتبط با آن از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از این عوامل مرتبط اضطراب است که به نظر میرسد به نوعی در بروز آن بیتأثیر نباشد. شناخت خصوصیاتی از جمله اضطراب و توجه به آن، جهت درمان لکنت بسیار ضروری است و بدون توجه به آن هرگونه اقدام درمانی میتواند با شکست مواجه شود. دکتر بوم1معتقد است که افراد دچار لکنت، اعم از کودک و بزرگسال معمولاً درونگرا و فاقد اعتماد به نفس هستند و از احساس بیکفایتی رنج میبرند. آنها مانند سایر افراد عصبی مستعد رنجبردن از ترسها، نگرانیها و اضطرابها هستند. بیمار ممکن است از ترسی که باعث لکنت شده، آگاه نباشد، اما در وجود خویش درگیری گستردهای با آن دارد که در تنش سراسری بدن او آشکار است. “(دهقانی هشتجین،1374: 44)
یکی از روشهای غیر دارویی در کاهش استرس روش آرام سازی و موسیقی است. موسیقی درمانی یک حرفه حمایتی است و بیماران با انواع گوناگون مشکلات جسمـی و روانـی و یا مشکلات و اختلالات عاطفی – اجتماعی میتوانند از خدمات موسیقی درمانی بهرمند شوند برای استفاده از خدمات موسیقی درمانی شرایط سنی وجود ندارد و نوزادان تا سالخوردگان میتوانند تحت درمان قرار بگیرند. موسیقی امروزه در درمان بسیاری از مسائل فیزیکی، عاطفی و روانی در افراد مختلف کاربرد دارد. مهمترین این مشکلات شامل درد، اضطراب، اندوه، مشکلات اجتماعی و غیره میباشد. (ربیعی، کاظمیملک محمودی، کاظمیملکمحمودی، 1386).
مغز آدمی با موسیقی پیوندی دیرینه دارد؛ بهطوری که تأثیر موسیقی و ضربآهنگها بر مغز و قوای شناختی انسان را نمیتوان انکار کرد.خاطراتی را که بزرگسالان از زمان کودکی خود به یاد میآورند اغلب همراه با ریتم وآهنگ هستند. اشتغال هیجانی کلید یادگیری مؤثر است و موسیقی درمانی هیجانات را در فرد بر میانگیزاند؛ بنابراین مغز را گشاده و برای یادگیری آماده میسازد. حداقل هفت حیطه متمایز و مشخص هوشی در هر انسانی وجود دارد که یکی از این حیطههای هوشی مربوط به موسیقی است. افرد دارای نیازهای خاص همواره با موسیقی قدرت فراگیری بهتری از خود نشان
میدهند. زیرا بخش پسین مغز که در رابطه با موسیقی عمل می نماید کمتر مورد آسیبهای زمان تولد، سوانح و غیره قرار میگیرد(پرسون و دولینگر، 2004).
“شواهد نشان میدهد افرادی که در ارتباط کلامی دچار مشکل هستند با خواندن آواز و سرودهای مخصوص و با شمرده تلفظ کردن اصوات و ممارست مداوم در این زمینه میتوانند به کسب مهارت در حیطه تشخیص لغات دست یافته و به مرور زمان مسیر تکاملی و رو به جلویی را طی خواهند کرد. مسأله دیگر این که موسیقی برای تمرین در کسب مهارتها ایجاد انگیزه میکند. ریتم و صدای موسیقی همچنین میتواند تقویت جریان تکلم را در اختلالات گفتاری ـ از جمله لکنت ـ آسان سازد. برخلاف باور عموم آواز خواندن نه تنها موجب لکنت نمیشود بلکه محرکهای ریتمیک بهطور برجستهای باعث تخفیف آن نیز میشود. هنگامی که آهنگها و جملات آوازها با دقت ساخته شوند، به طوری که آهنگ و ریتم اشعار با ریتم و صرف کردن گفتار منطبق باشد، میتواند در یادگیری و تمرین درست ریتم و صرف کلمات، عبارات و جملات کمک کند”(اشمییت پترز،1389،ص 104).
1-2 بیان مسأله
لکنت نوعی اختلال حرکتی در جریان سیال و روانگفتار است که با علائمی مانند تکرار کلمات و اصوات، کشیدهتر ادا کردن برخی آواها و یا قفل شدگی اندامهای گویایی بر روی تلفظ برخی صداها همراه است و فردی که دچار لکنت است ممکن است برای پنهان کردن یا اجتناب از این عارضه دست به اعمالی بزند که باعث تلاش و تقلای اضافی در حین صحبت در وی گردد(زمانی، 1390).
“لکنت از جمله مشکلات بیشماری است که انسان از دیرباز با آن درگیر بوده است و علی رغم قدمت تاریخی آن هنوز ناشناختههای زیادی در مورد آن وجود دارد و در این زمینه ایدهها و نظریات متفاوتی وجود دارد. از یک سو گروهی علت لکنت را عصب شناختی و ناشی از نقص گفتار میدانند وعدهای تأخیر در ارسال امواج صدا از زبان به گوش را عامل لکنت میدانند. گروهی دیگر نیز عدم برتر طرفی، ترس، تنبیه و تقلید را عامل لکنت میدانند. اما عواملی نظیر اضطراب، عوامل ارثی و استعداد ذاتی نیز در بروز لکنت دخیل هستند. از سوی دیگر استرس و اضطراب آرامش درونی فرد را به مخاطره انداخته و توانایی ذهن را برای تمرکز بر روی عواملی که سبب شادی ونشاط در زندگی فرد میشوند کاهش میدهد. استرس خود شدت و ضعف دارد، زمانی که شدت آن به اندازهای برسد که از کنترل فرد خارج شود موجب آسیب جسمی و روحی فرد خواهد شد و اینجاست که موسیقی در صورتی که به شکل صحیح و درست استفاده شود میتواند با کاهش استرس واضطراب در فرد به کمک او بیاید. زمانی که استرس بر انسان غالب میشود، گوش کردن به موسیقی آرام و ملایم،ذهن را از منبع استرس منحرف کرده و باعث کاهش آن میشود”(اشمیت پترز، 1389؛ص، 102).

با توجه به این موضوع یکی از روشهای غیردارویی که میتواند در کاهش استرس و اضطراب مؤثر باشد موسیقی درمانی است. موسیقی همواره در زندگی بشر نقش آرامبخش و نشاط بخش داشته و ضمن ایجاد سرزندگی و تقویت احساس همدردی به کاهش ضربان قلب، عمیقتر شدن تنفس، کاهش اضطراب و افسردگی و تسکین درد منجر میشود(شیبانی،1389).
موسیقی درمانی از شیوههای نوینی است که در دهههای اخیر مورد توجه قرارگرفته است، زیرا ثابت شده است که سیستم عصبی انسان به محرکهای موسیقی پاسخ مثبت میدهد و در تغییر حالت بیماران بسیار مؤثر میباشد(طباطبایی فر،1389)
برای درمان لکنت روشهای زیادی وجود دارد که هر یک بر اساس دیدگاهی خاص تدوین شده است در بعضی پژوهشهای علمی اثربخشی موسیقی در درمان اختلال شناختی و همچنین مشکلات جسمانی به اثبات رسیدهاست. پژوهشهای انجام شده نشان میدهد که غده تالاموس به عنوان مهم ترین غده در انسان محرکهای صوتی را به وسیله سیستمهای عصبی دریافت و در کنار حافظه و تخیل به آنها پاسخ میدهد و موجب بروز ترشحاتی میشود که نتیجه آن آزادسازی ماده آندروفین خواهدبود. با توجه به اینکه مهم ترین اثر این ماده تسکین درد در انسان میباشد، به سادگی میتوان به ارزش موسیقی درمانی پی برد. وهابی(1381) به این نتیجه رسید که گوش کردن به موسیقی و نوار تن آرامی باعث کاهش اضطراب بیماران میشود و همچنین طبق نتایج تحقیقات معلوم گردید که موسیقی درمانی بهعنوان یک شیوه غیر تهاجمی در کاهش درد میتواند نتایج چشمگیری به همراه داشته باشد. بهعلاوه تأثیر موسیقی بر کاهش شدت درد مرحله اول زایمان در زنان با اولین حاملگی انتخاب گردید. تأثیر آوای قرآن کریم در کاهش سطح اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخیصی و درمانی مؤثر بوده است (نجفی، خیری، طاووسی، عرفان، 1389). حال با توجه به نقش مهم و غیر قابل انکار موسیقی در درمان اکثر بیماریها و نیز با توجه به نقش اساسی اضطراب در بروز لکنت، از یک سو و نقش موسیقی درسلامتی و کاهش اضطراب و لکنت از سوی دیگر، ( که متأسفانه تاکنون در زمینه درمان لکنت با کمک موسیقی کار پژوهشی قابل ملاحظهای انجام نگرفته است) از این رو بر آن شدیم تا اثر موسیقی ( آواز- ملودیک2) را بر درمان لکنت و اضطراب کودکان دبستانی بررسی نمائیم .
1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
موسیقی روشی است که چنانچه به صورت علمی و تجربی تأثیر آن شناخته شود میتواند بر بهداشت روانی جامعه و کاهش برخی اختلالات روانشناسی به طرز چشمگیر و مؤثری مورد استفاده قرار گیرد.
موسیقی به واسطه داشتن ساختار مطبوع ریتمیک و سیالیت، در جریان ملودیک به راحتی با وزن کلمات، آوا و بیان جملات هماهنگ میشود و فراینــدی را برای تسهیل و روانـی کلمات به وجود میآورد و میتوان ریتم موسیقی را با ریتم زبان هماهنگ کرد و اختلال زبانی مانند لکنت را کاهش داد. از سوی دیگر میتوان اصوات واجهای موسیقیایی را با حروف و کلام از نظر ارتعاش و طنین هماهنگ کرد و مشکلات کلامی و لکنت را کاهش داد. موسیقی میتواند روش بسیار سودمند، آسان و در دسترس برای کودکانی که از لکنت رنج میبرند باشد.
تکنیکهای محدود گفتار درمانی در درمان لکنت کودکان، بیش از پیش ضرورت ایجاد شیوهها و روشهای جدیدی به منظور درمان این کودکان ایجاب مینماید. موسیقی درمانی از جمله روشهای مکمل است که میتواند با ویژگیهای صوتی موزون، شرایط مناسبی را برای درمان این کودکان فراهم نماید. ضمناً استفاده از موسیقی نسبت به روشهای دیگر بسیار آسان و قابل کنترل میباشد. همچنین این روش از جمله درمانهای غیردارویی است که اثرات جانبی منفی آن اندک میباشد.
و از بین تکنیکهای موسیقی درمانی آواز- ملودیک3(MIT) از جمله تکنیکهای است که تاکنون صرفاً جهت درمان بیماری زبانپریشی مورد استفاده قرار گرفته است. در واقع( MIT)دیدگاه درمانی فشردهای است که به جهت افزایش برونداد کلامی در بزرگسان زبانپریش توسعه یافته است. این دیدگاه ترکیبی است از ضربه زدن ریتمیک با لحن آهنگین که بهمنظور تولید اصطلاحات ساده در جهت افزایش ارتباطات ایجاد میشود. MIT بر این فرض استوار است که استفاده از نیمکره راست برای جنبه آهنگین گفتار ممکن است نقش این نیمکره را در کنترل زبان افزایش دهد. تحریک افزایش یافته نیمکره راست همچنین ممکن است غلبه نیمکره چپ آسیب دیده را بر برونداد زبانی کم کند که نهایتاً این امر به کاهش فشار بر نیمکره چپ بهمنظور کمک به تولید گفتار (حداقل در طی دوره بازیابی اولیه پس از صدمه) منجر میشود بدون در نظر گرفتن این مسأله که آیا اصطلاحات خوانده یا گفته میشوند(هاف4،2010).
در پژوهش حاضر هدف برآن بوده است تا از تکنیک MIT به منظور کاهش لکنت و اضطراب استفاده شود. لذا چنانچه مطالعات تجربی نظاممند قادر باشد اثر این روش را در کاهش مشکلات نشان دهد میتواند به صورت حرفهای در مراکز مختلف از جمله محیطهای مدارس مورد استفاده قرر گیرد.
با توجه به این که تاکنون مطالعاتی که پیرامون این امر (تأثیر موسیقی درمانی بر لکنت ) در کشور و خارج کشور صورت گرفته باشد یا صورت نگرفته است و یا محدود و مختصر بوده پرداختن به این موضوع بیش از پیش ضرورت مییابد. و از طرفی این روش را میتواند به عنوان یک الگوی ساده و راحت در اختیار مراکز توان بخشی و حتی مدارس قرار گیرد.
1-4 اهداف تحقیق
هدف کلی این پژوهش بررسی درمان آواز ـ ملودیک برکاهش لکنت و اضطراب در کودکان دبستانی است.
و اهداف جزئی یا ویژه عبارتند از:
تعیین تأثیر درمانی آواز- ملودیک بر کاهش لکنت کودکان پسر مقطع ابتدایی.
تعیین تأثیر درمانی آواز- ملودیک بر کاهش اضطراب کودکان پسر مقطع ابتدایی دارای لکنت.
1-5 پرسشهای تحقیق
1- آیا آواز- ملودیک بر کاهش لکنت کودکان تاثیر دارد؟
2-آیا آواز- ملودیک بر کاهش اضطراب کودکان دارای لکنت تاثیر دارد؟
1-6 متغیرهای مورد بررسی
متغیر مستقل: آواز- ملودیک
متغیر وابسته اول: لکنت
متغیر وابسته دوم: اضطراب
متغیر کنترل: جنسیت، مقطع تحصیلی
1-7 تعریف مفاهیم
1-7-1 تعاریف نظری
لکنت: براساس DSM-IV-TR(2001)، اختلال سیالی بهنجار و آهنگ سخن گفتن که با سن فرد نامتناسب است ویژگی اصلی لکنت را تشکیل میدهد. این اختلال با تکرارهای و تطویلهای صوتها و هجاها و همچنین دیگر اختلالهای سیالی گفتار همراه است.
اضطراب: “معمولاً به احساس ترس، تشویش فراگیر، مبهم و بسیار ناخوشایند اطلاق میشود. فرد مضطرب، خصوصاً در مورد خطرات ناشناخته بسیار نگران است. افزون بر آن فرد مضطرب عموماً ترکیبی از نشانههای زیر را نشان میدهد: تپش سریع قلب، تنگی نفس، اسهال،
بیاشتهایی، سستی، سرگیجه، بیخوابی، تکرار ادرار، لرزش، همه این نشانههای جسمانی با ترس و اضطراب همراهند”(ساراسون؛ 1390: 304).
آواز- ملودیک: “تکنیک شناخته شده درمان آواز- ملودیک5 (MIT) دردهه هفتاد میلادی به عنوان یک روش ترمیمی برای بخشی از مسایل گفتاری بزرگسالان زبان پریش به وجود آمده است در روش(MIT) عبارات و جملات کوتاه در نمونههای ساده آهنگین با آواز خوانده میشود. به موازاتی که بیماران عبارات و جملات را یاد میگیرند آهنگها کمرنگتر و محو میشوند. روش (MIT)بر پایه این نظریه قرار گرفته است که وقتی نیمکره سمت چپ مغز آسیب میبیند میتوان به وسیل? اغراق در آواز (ریتم، با مؤکد بیان کردن جملات ملودیک) با کمک نیمکره راست، تکلم را تحریک کرده وآن را بهبود بخشید”(به نقل از اشمیت پترز،1389: 105).
1-7-2 تعاریف عملیاتی
لکنت: در این پژوهش لکنت، میزان نمره کسب شده از طریق پرسشنامه آزمون شدت لکنت36 (SSI) یک مقیاسی که بر مبنای آن دفعات بروز لکنت، مدت زمان گرفتگیهای کلامی و دفعات بروز حرکات اضافه در سایر اندامها هنگام گفتار، فرد را حین خواندن و همچنین گفتار شفاهی اندازهگیری میکند.
اضطراب: در این پژوهش اضطراب، میزان نمره کسب شده از طریق پاسخ به سؤالات اضطراب مقیاس تجدید نظر شده اضطراب آشکار کودکان7(RCMAS) که یک مقیاس خود گزارش دهی 38 گویه است که قبل و بعد از درمان از آزمودنیها گرفته و اندازه گیری میشود.
آواز- ملودیک: منظور از آواز- ملودیک در این پژوهش ترانه و جملات کوتاه، که از ترانههای نظر انتخاب و علاوه بر آن شعرهای کودکانه در نمونههای ساده آهنگین که با آواز خوانده میشود. به موازاتی که آزمودنی، عبارات و جملات را یاد میگیرد، آهنگها کم رنگتر و بهتدریج محو میشوند و این ترانهها به مدت یک ساعت تمرین میشوند.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
بخش اول: موسیقی
بخـش دوم: لکنـت
بخش سوم: اضطراب
بخش اول: موســـیقی
در این فصل ابتدا به بررسی و مطالعه مبانی بنیادین و اساسی مرتبط با حوزه تحقیق از جمله آشنایی با مفاهیم لکنت، موسیقی و اضطراب پرداخته و سپس تحقیقات انجام شده در هر سه زمینه مذکور بهتفصیل مورد بحث و واکاوی بررسی قرار خواهد گرفت و در نهایت با توجه به پیشینه تحقیقات مختلف نتیجه گیری به عمل میآید. سرانجام تتمه این مطالعات بهانضمام تحقیقات پیشین، ماحصل این پژوهش خواهد بود که منبعی جهت مراجعه محققان دیگر خواهد بود.
2-1-1 تاریخچه موسیقی درمانی
“در خصوص موسیقی و پیشینه آن تاکنون نظرهای متفاوتی در فرهنگ ها و جوامع مختلف دیده میشود. بومیان آمریکا، موسیقی را از موهبتهای الهی میدانند، برهما موسیقی را به عنوان وادی بر روی زمین آورد، پیروان فیثاغورث، آن را لحن موسیقی خلقت دانستهاند و آن را بر گرفته از بانک گردشهای چرخ شناختهاند و این نظریه را حکما و فلاسفه یونانی و اسلامی پذیرفتهاند. عطار، شاعر و عارف نامآور ایرانی، آن را “لحن موسیقی خلقت” و ملودی “زبان هاتف غیبی” میداند”(زاده محمدی، 1388: 37).
“از کتابهای ادگار کیس8، در مییابیم که مردم آمالانتا، بسیار پیشرفته و متمدن بودهاند و از موسیقیای استفاده میکردند که بهطور قطع ترکیبی بود از موسیقی شرق و غرب، مردم از انرژی حاصل از نوسانات نوعی الکتریسیته در روشهای شفا بخش گوناگون استفاده میکردهاند. براساس نوشتههای ادگار کیس موسیقی هنر قدیم، در ربع پرده اجرا میشده است که در سرودها مورد استفاده قرار میگرفته و باعث ارتقای سطح هوشیاری در افراد میگردیده است. در موسیقی قدیم مصر یک سوم پرده وجود داشته که بیشتر موجب ارتقای ذهنی در افراد بوده تا ارتقای روحی”(مری باسانو9، 1383: 23).
“استفاده از موسیقی در شفای بیماران پیشینهای بسیار قدیمی و کهن دارد. در قبایل و تمدنهای نخستین در اکثر آیینها و مراسم، آواگری و حرکتهای موزون وجود داشته است. این روش عموماً برای ایجاد جذبه و خلصه، از خود بی خودی، تسلط بر ذهن و نفوذ در ناخوداگاه مورد استفاده قرار میگرفته است. در این مراسم با القاء به فرد، از قوای مافوق الطبیعه برای تسکین و شفای بیمار طلب نیرو میکرده و ارواح بیماریزا را از بدن فرد دور میساختهاند. در واقع ریتم طبلها و زنگ صداها وسیلهای برای تمرکز و توجه بیماران به القائات بوده و در اثر تلقینی، انرژی باوری کردن این مراسم به وجود آمد تغییراتی در ناخوداگاه و احساس فرد ایجاد شده و شفا صورت میگرفت”(زاده محمدی، 1388: 36-37).
“موسیقـی نزد مردم باستان، لازمـه بقا بوده و سـازندگان و نوازندگان موسیقی شـامل پزشـکان، درمانگران، کشیشان، و کسانی میشود که از طریق درمانهای روحـی جسم را شفا میدادند. این افراد روحشان با موسیقی عجین شده و پیوندشان با موسیقی جداییناپذیر بوده است. نوازندگانی که روح را مداوا میکردند نزد مردم از احترام خاصی برخوردار بودهاند. این درمانگران ارتباط روحی و جسمی بیماران خود را جدی میشمرده و آنها از طریق روح، جسم را شفا میدادند”(کیت موکی10، 1384: 5-6).
“بههمین صورت استفاده از موسیقی در معابد بهخصوص در عهد پیامبران بنی اسرائیل از جمله حضرت داوود و حضرت موسی (ع) و پیروان آنها بسیار رواج داشت. در سراسر مصر و بین النهرین موسیقی و شفا با معابد پیوند خورده بود. در واقع موسیقی وسیلهای برای تلقین و تأثیر نیایشها و آداب و مقررات دینی به حساب میآمده است. در فرهنگ هندوان که بیش از چهار هزار سال قدمت دارد، موسیقی در زمینههای عرفانی برای لطافت اخلاق و اعتدال و صفات انسانی استفاده میشده است. در فرهنگ و تمدن چین باستان هم از موسیقی در جهت ارتباط با زیر و بمهای کیهانی جهت شفا و حل مسائل عرفانی استفاده میشده است “(زاده محمدی،1388: 37). “ده هزار سال مصریها و ساموراییها، انواع سرطانها را با آهنگها و نتهای مخصوصی معالجه میکردند و در این شیوه موفق نیز بودند. یهودیان قدیم نیز آوازهای خاصی برای پیشگیری از برخی امراض مسری توصیه میکردند و مسیحیان از آهنگها و آوازهای کلیسا در درمان بیماریها استفاده میکردند. چینیهای قدیم معتقد بودند که یک نت به تنهایی میتواند باعث بهبود حال بیمار یا بر عکس باعث تسلط روح شیطان بر انسان و جهان شود “(کیت،موکی، 1384: 7-12).
“فیلسوفان ایرانی به تبعیت از یونانیان، نگرش سیستماتیک و علمی را پذیرفتند و از سوی دیگر مایه موسیقی را در ارتباط با رمز و راز کیهانی مورد توجه قرار دادهاند. در دو قرن هفدهم و هجدهم تلاش و توصیههای زیادی از سوی نویسندگان و فیلسوفان برای استفاده از موسیقی در درمان بیماریهای عصبی صورت گرفت. در قرن هجدهم دانشجویان پزشکی دانشگاه پسیلوانیا11 موضوع موسیقی درمانی را در مقاله و رسالههای خود مطرح کردند و در قرن نوزدهم برخی آموزشگاهها در توانبخشی ناشنوایان و نابینایان از موسیقی بهره گرفتند”(زاده محمدی ،1388: 2-23 ). موسیقی درمانی از سالهای 1940 به عنوان حرفه بالینی درآمریکای شمالی و جنوبی به رسمیت شناخته شد. در سال 1958 اتریش و انگلستان از آن پیروی کردند و پس از آن، دیگر کشورها در اروپا و مناطق دیگر به آن پیوستند. یک برآورد در آلمان مشخص کرد که موسیقی درمانی در37 درصد تمام درمانگاههای روانپزشکی و روانتنی استفاده شده است (گلد و هلد12،2005).
2-1-2 تعریف موسیقی و موسیقی درمانی
هنردرمانی یکی از شیوههای رایج است که در گذشته مورد استفاده بوده است و با توجه به کامل نبودن اثر بخشی درمان دارویی و توجه روزافزون به روشهای غیردارویی، هنردرمانی بهویژه موسیقی درمانی بهعنوان یکی از شیوههای رایج درمان مورد توجه قرار گرفته است. (به نقل از خرمآبادی و همکاران،1391). در واقع میتوان گفت موسیقی شکلی از هنر است که احساس، ادراک و شناخت را بدون تکلم و زبان منتقل میکند. استفاده بشر از موسیقی، امری آسان و قابل دسترس بوده است، چون ریتم و ملودی، به عنوان دو رکن اساسی موسیقی، در سرشت انسان وجود داشته است (میرشاهی، 1385).
موسیقی درمانی بیش از هر تکنیک درمانی دیگری با زندگی روزمره مردم آمیخته و با نیاز و احساس آنها عجین شده است. بهطوری که همان خواب و خوراک، خواندن و نیز در هر مکان و محفلی دیده و شنیده میشود. اما علت گرایش و علاقه مردم به موسیقی بهخاطر طبیعت و فطرت آدمی است که مجذوب موسیقی است. ذات محرک موزون موسیقی با فطرت وحدتطلب آدمی پیوندی ناگسستنی دارد. پیوندی که در همه دورهها و مراحل تمدن بشری در میان همه اقوام دید میشود و گسستگی از آن غیر ممکن است. در مقاطع محدودی از زمان، برخی فرهنگها به لحاظ انحطاط و یا آشفتگی استنباط کوشیدند از آن برحذر باشند، اما در عمل موفق نبودهاند و در عوض بنا بر نیاز فعال روانی طبع بشری به استفاده مطلوب از آن معترف گشتهاند. طبیعت آدمی چه در اساس بیولوژیک و چه در ساختار روانی، مسیری آهنگین و رو به جلویی را میپیماید و ریتم و هارمونی در ساختمان آن ریشه دارد. به همین لحاظ، مجذوب نظم و هماهنگی و کنشهای ریتمیک بیرونی میشود (زاده محمدی ،1388).
انجمن موسیقی درمانی آمریکا (1997) موسیقی درمانی را استفاده از موسیقی برای اهداف درمانی شامل تحدید، ایجاد و تقویت سلامت بدنی ـ روانی تعریف میکند (زاده محمدی، 1388) فرهنگ لغات انگلیسی میراث آمریکا، موسیقی را هنر تنظیم اصوات در زمان، جهت فراهم آوردن ترکیب ممتد و واحد از طریق ملودی13 و هارمونی14، ریتم15 و طنین 16تعریف میکند (سناریدر و لیندوکویست17، 2006). انجمن موسیقی درمانی استرالیا (1989) تعریف موسیقی درمانی را استفاده برنامهریزی شده از موسیقی برای اهداف درمانی و رفع نیازهای کودکان و بزرگسالان که به دلیل اجتماعی، عاطفی، بدنی، ذهنی آسیب دیدهاند ارائه میدهد. انجمن حرفه موسیقی درمانگران، موسیقی درمانی را به عنوان ابزار و شبکههای ارتباطی برای ایجاد رابطه متقابل بین بیمار و درمانگر از راه موسیقی و نشانههای موسیقایی تعریف میکند که میتواند هم در وضعیت بیمار و هم در شیوه درمان تغییراتی ایجاد کند. درمانگر با استفاده از ارتباط خلاق موسیقایی در موقعیت درمانی، تجربههایی بر اساس موسیقی را به وجود میآورد که به اهداف درمانی منجر میشود. (همان)
تأثیر موسیقی درمانی به علت قابلیت آن در نفوذ در الگوهای تفکر و هیجان است که هر دو مورد از پیشنیازهای ضروری تغییر نهایی رفتار هستند. در تحقیقات و نظریهها از این قابلیت به عنوان طبیعت انگیزهای ــ عاطفی موسیقی نام برده میشود. پاسخهای عاطفی و موسیقی از فعالسازی مکانیزمهای تحریکی و درکی منشأ میگیرد. پاسخ آغازین به موسیقی، ترکیبی از فعالیتهای فیزیولوژی و عصبی میباشد. در نتیجه این امر ارزشیابی شناختی نسبت به تجربه موسیقی حاصل خواهد شد. متعاقباً موسیقی میتواند خُلق خاصی را ایجاد کند و یا عاطفه را به جهت دیگر سوق دهد(دیل ایتولی18،2005).
“بنابراین موسیقی درمانی روش درمانی است در تیمی متشکل از پزشکان و روانشناسان و متخصصان که بهطور مشخص از صداهایی شروع میکنند که در مسیر درمان به روند بهبود بیماران کمک کند. تأثیر موسیقی درمانی هم به عوامل عینی و هم به احساسات درونی بیمار بستگی دارد. با وجود این، موسیقی، صدا و ریتم موجب میشود که اتفاقاتی در بدن ما رخ دهد.”(به نقل از طباطبایی فر،1389: 63)
2-1-3 آواز- ملودیک19 (MIT)
“تکنیک شناخته شده درمان آواز -ملودیک (MIT) در دهه هفتاد میلادی به عنوان روشی ترمیمی برای بخشی از مسائل گفتاری بزرگسالان زبانپریش به وجود آمده است. در روش (MIT) عبارات و جملات کوتاه در نمونههای ساده آهنگین با آواز خوانده میشود. به موازاتی که بیماران عبارات و جملات را یاد میگیرند آهنگها کم رنگتر و محو میشوند. “روش (MIT)بر پایه این نظریه شکل گرفته که وقتی نیم کره سمت چپ مغز آسیب میبیند میتوان به وسیل? اغراق در آواز (ریتم، با تأکید بیان کردن و جملات ملودیک) و با کمک نیمکره راست مغز تکلم را تحریک و تسهیل کرد.” (کراوس و گالونی20، 1982، ص 103). روش “MIT ” در ترمیم ارتباط کلامی بزرگسالان که درک شنوایی و ثبات هیجانی خوبی دارند مؤثر بوده.(آلبرت، اسپارکر و هلمز21، 1973و 1974) اخیراً این روش در کودکانی که دچار تأخیر زبانی آپاراکسی هستند به کار گرفته شده و نتایج برجستهای به دست آمده است.” (به نقل از پترز اشمیت، 1389:105)
MITدرمانی است که بهطور سلسله مراتبی سازمان یافته است. این شیوه در واقع آموزش و تعلیم تولید کلامی با تکرار الفاظ است که عموماً بهطور آهنگین خوانده میشوند و بیمار در همان حین ضرباتی را با دست بهطور ریتمیک میزند. این شیوه ـ که در سال1970 ایجاد شده است ـ از اولین برنامههای درمانی نظاممند زبانپریشی است و امروزه نیز در سراسر جهان در قالب اصلیاش بهکار گرفته میشود. در (MIT )، قواعد عروضی طبیعی یک اصطلاح بههمراه تکیه، تأکید و الگوهای ریتمیک سخن در فواصل 3 یا 4 نت، درشتنمایی میشود. بهطور قطع، در این روش خواندن موسیقیهای آشنا مدّ نظر نیست؛ چراکه این موزیکها اغلب بهطور خودکار و خود به خود ایجاد شده و طبعاً فرایندهایی را که متضمن تولید سخنان بدیع هستند را شامل نمیشود. اصطلاحاتی از نظر کارکردی مناسبند که در مکالمات و گفتوگوهای آهنگین روزمره از قبیل صبح بخیر ـ بتوانند به کار برده شوند (موئلن22، میک23، سندکندرمن24، جرارد25، ریبرز26، 2012).
آسیبشناسی زبانی- گفتاری27(SLP) از بیمار میخواهد تا اصطلاح تعیین شده را همزمان با حرکت ریتمیک دست چپش با آواز بخواند. رفته رفته حمایت آسیبشناسی زبانی- گفتاری (SLP) کاهش مییابد تا بیمار اصطلاح را بهطور مستقل با لحن موسیقایی به اجرا درآورد. مرحله نهایی جایگزین ساختن آواز صحبت کردن است. اصطلاح مورد نظر گام به گام پیچیده تر میشود که میزان آن به طول اصطلاح و پیچیدگی بیانی آن بستگی دارد (همان منبع).
2-1-4 مکاتب و تکنیکهای موسیقی درمانی
2-1-4-1 روش نوردوف و رابینز28
نوردوف و رابینز در مطالعاتشان در خصوص کودکان، بالأخص کودکان معلول، شیوهای از موسیقی را به کار بستند که حول تکنیک بداهه نوازی با پیانو تمرکز داشت. هدف اولیه در این روش، گسترش ارتباط با مراجع در زمینه تجربه موسیقی در برانگیختن پاسخهای احساسی و انجام عمل به عنوان نیروی خودسازی تأکید میشود. در این شیوه، معیارهایی برای ارزیابی رفتار مراجع تعیین شده است که وضعیت پاسخهای مراجع به موسیقیهای فیالبداهه، درجات مختلفی از همکاری، مقاومت و ارتباط را نشان میدهد(نوردوف ورابینز،1977).
2-1-4-2 روش کودالی29
“در روش کودالی به نتخوانی مناسب، یادگیری از روی عادت (بدون فکر) و شنوایی باطنی (مانند تمرین ذهنی ) تأکید میشود. تکنیکهای این روش شامل علائم، بازیها، کف زدنها، خواندن
نتهای موسیقی، نت نویسی ریتمیک و اساساٌ خواندن آواز است. پس از اینکه مهارتها کاملاٌ فرا گرفته شدند مفاهیم ذهنی مطرح میگردند”(اشمیت پترز،1389: 159).
2-1-4-3 روش دالکروز30
این روش شامل مواردی چون شناخت متداول اجزا و هماهنگی حرکتی بدن با موسیقی است. تکنیکی که از حرکت بدن برای ایجاد احساس ریتم موزیکال استفاده میکند که خود با تربیت گوش، نت خوانی و بداههنوازی تواًم است. دالکروز کوشش کرد است روشی ابداع کند که دانش آموزان آن را به طور شنوایی، شفاهی و بدنی تجربه کنند و سپس با خلاقیتی فردی ارائه دهند. راه حلهای این روش، تقویت شنوایی ـ باطنی، تقویت حس ششم و احساس عضلانی است که با ذهن در ارتباطاند و در موسیقی دارای عناصر فضا، زمان و انرژی هستند(همان منبع).
2-1-4-4 روش بالینی ارف شورلوک31
ارف شورلوک روش خود را در تعلیم موسیقی بر این اساس بنا نهاد که موسیقی، حرکت و گفتار غیرقابل تفکیک هستند. این شیوه به عنوان مدلی توصیف میشود که رکن اصلی یادگیری موسیقی محسوب میشود. اما به همان اندازه کاربردهای مؤثری در زمینه یادگیری اجتماعی و فرهنگی دارد(شارمروک32،1976). در این روش، ریتم، نقطه شروع برای ساخت موسیقی است. ریتمها و آوازها، اجزایی را به وجود میآورند که حالت، مقدمات و کوداها (قطعه تکمیلی و یا پایان دهندهای که به آهنگی اضافه میشود) را همراه میکند. در شیوه شورلورک از شکلهای تکراری موسیقی و سازهای خاص مانند زیلوفون و متالوفون استفاده میشود. مطالعات مختلفی نشان میدهد این روش به طور مؤثری در کارهای بالینی در مورد انواع مختلفی از درمان جویان مانند عقب ماندگان ذهنی، کودکان اتیستیک، افراد دچار آسیب حسی و سالمندان کاربرد دارد (دروان، زمک ری33، 1982).
2-1-4-5 روش موسیقی و تصویر هدایت شده34


پاسخ دهید